یک سوال؟
آیا(تمدن،تاریخ،فرهنگ) کره جنوبی مثل ایران قدمت دارد که
آنها برای خود (تمدن،تاریخ،فرهنگ)سازی میکنند؟
وبلاگ اجتماعی فرهنگی وخبری
آیا(تمدن،تاریخ،فرهنگ) کره جنوبی مثل ایران قدمت دارد که
آنها برای خود (تمدن،تاریخ،فرهنگ)سازی میکنند؟
زندگی یعنی هیاهو
زندگی یعنی تکاپو

زندگی یعنی شب نو ، روز نو ، اندیشه ای نو ...
یکی شدن و خواست حل شدن و محو شدن در جزبه هم نوع ، خود احساسی است که در تمام انسانها وجود دارد . نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن به یک میزان روح آدمی را متأثر می سازد . موفقیت اجتماعی ،جایگاه مناسب جمعی و حتی داشتن ثروت ، قدرت و محبوبیت اجتماعی و بسیاری دیگر از فاکتور هایی که جزء شاخصه های خوش بختی به حساب می آیند ، نخواهد توانست خلأ حاصل از فقدان محبت و دوست داشتن را در انسان پر کند . انسان در کنار تمام نیاز ها و خواست هایش به اکسیری با درون مایه عشق و محبت نیازمند است . انسان از آن رو که خود خواه است و خود شیفته ، نیاز او به دوست داشتن همان قدر عمیق و ریشه دار است که میل او به دوست داشته شدن .
اما آن چه که این عشق اهورایی و این ودیعه الهی را آلوده می کند و باعث می شود تصویری غلط و وارونه از آن در اذهان تداعی شود ، آلوده شدن عشق به هوس های گاه و بیگاه و شتاب زده ای است که در حقیقت فاقد تمام آن عصاره ها و درون مایه های نابی است که یک عشق حقیقی به داشتن آن مفتخر بوده و آن را برجسته و ماندگار می سازد . از آن جا که انسان در کنار تمام نیاز های جسمانی خود مثل خوردن ، خوابیدن و هزاران نیاز دیگر که بدون آن ها حیات انسان به مخاطره می افتد ، به مقوله ها و عناصر دیگری نیز در زندگی نیازمند است تا بتواند یک رشد سالم و پویا داشته باشد . غریزه جنسی که یکی از حقایق وجودی انسان است در سن خاصی تبلور، برجستگی و نمودی مضاعف پیدا می کند و با ظهورش حس علاقه را به جنس مخالف تشدید می کند . غلیان این غریزه و نیاز انسان به جواب گو بودن ، آغاز احساس عاشق بودن است . در سنین نو جوانی و جوانی در مقاطع مختلفی از زندگی دختران و پسران احساس وابستگی و نیاز روحی و عاطفی به کسی را تجربه می کنند و همیشه با تعبیر عاشق شدن این حالت ها را ابراز می کنند اما متاسفانه 99 درصد این حضرات با الفبای عشق هم آشنا نیستند و هوس و هوس رانی را با نام عشق به خود و جامعه تحمیل می کنند . دراین بازی دختران و پسران هر دو می توانند آسیب ساز و آسیب پذیر باشند . اما با بار نگاه منفی ای که به زن دارند و از آن جا که گناه کار بودن حتمی و بلاشرط زن در این مقوله ها ، جزء باورهای نیرومند بافت های مختلف جامعه به حساب می آید ، در این گونه رابطه ها بیشترین صدمه و آسیب شامل حال دختران خواهد بود.
جستجو کردن یک هم راه و یک همسفر که بتواند برای سال ها ، فراز و نشیب های زندگی را با تو طی کند و به عنوان یک پشتوانه روحی و روانی حمایتت کند یک نیازمندی معقول و مشروع است که زنان و مردان هر دو به آن سخت نیازمندند . اما یافتن این همراه که بتواند درصد بالایی با دیگر خواهی ، تو را با تمام ابعاد هستی و شخصیتی ات پذیرا باشد و بتواند با تفاهمی لطیف ، خشونت روزهای تلخ زندگی آینده و غیر قابل پیش بینی فردا ها را به کامت شیرین کند کار سهل و ساده ای نیست . هزار افسوس که جوانان ما این انتخاب و این گزینش حیاتی را که مستقیما با سعادت و آرامش آینده شان مرتبط است ، با شتاب زده گی و احساساتی که هیچ پایه و اساسی جز هوس و اندیشه های آلوده به نیاز های جنسی ، نداشته دنبال کرده و با دستان خود تباهی و سیاهی فرداهای روشن شان را رقم می زنند . کمبود عاطفه و مهری که باید در کانون گرم خانواده ها ، پدران و مادران به فرزندان شان هدیه کنند تا از این طریق یک چتر امنیتی از لحاظ عاطفی و روانی برای فرزندان شان به وجود آورند ، خود عاملی اساسی در جهت رشد عشق های خیابانی وشتاب زده ای است که به جز تباهی و ویرانی نتیجه دیگری به همراه نخواهد داشت .
از آن جا که عشق و نیاز به محبت جزء لا ینفک زندگی بشر است پس خواه نا خواه جوان به دنبال رفع این نیازمندی خود خواهد بود و این جاست که خانواده ها می توانند کارکردی قوی و مثبت در جهت جلو گیری از به ابتذال کشیده شدن روح و روان جوان خویش ، داشته باشند . اگر نیاز های یک فرد در چهار چوب خانواده حل شود کمتر فرصت برای فرافکنی و تلاش برای حل آن در بیرون از حد و مرز خانواده ، پیش خواهد آمد . اگر مادران و پدران ، قبل از قدرت نمایی و تحکیم موقعیت سیاسی و ریاستی خود بر خانواده و فرزندان شان به برقراری یک ارتباط دوستانه و عاطفی با آنها باشند . یقینا ما شاهد کاهش آمار فرارهای رقت انگیز جوانان از خانه ها و افتادن در دام های دهشتناک انحرافات اجتماعی خواهیم بود و به تبع کاهش خود کشی ها و بروز عشق های نا فرجام خیابانی را که زندگی های زیادی را به تباهی کشانده به دنبال خواهد داشت .
جوانان وقتی در خانواده نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن شان به دلایلی مرتفع نشود و در یک خلا روانی و عاطفی تنها رها شوند به دنبال هر مجرایی که بتواند این عطش را در آنها فرو بنشاند خواهندگشت و هرگزبه عواقب و پیامد های منفی آن نخواهند اندیشید . چرا که وقتی نیازمندی روانی و عاطفی با قدرت خواهش های جنسی و نفسانی یک جا شود هر نیرو و اراده ای را در هم خواهد شکست و جوانان را به زانو در خواهد آورد . این جاست که قلب جوان با هر نگاه سرشار از محبتی خواهد لرزید و با هر نجوای عاشقانه ای به سمت نا کجا آباد ها کشیده خواهد شد . تعارض بین خواست های جوانان و محیط خانواده
((چون زليخا يوسف را به خلوت طلبيد بتی در آنجا بود برخاست و پرده بر آن افکند يوسف گفت :
زليخا تو را چه شده است آيا تو از حضور جمادی حيا می کنی و من از حضور پادشاه جبار حيا نکنم؟؟ ))
آيا ميدانی چرا خداوند شيطان را از درگاه خود راند و برای هميشه او را طرد کرد ؟
چون فرمان خدارا برای سجده بر انسان اطاعت نکرد
اما بی وفايی برخی از آدميان را بنگر که از خداوند رو می گردانند و حلقه بندگی شيطان به گردن می آويزند !
رسول خدا (ص) می فرمايد خداوند به چنين انسانهايی خطاب ميکند:
من به خاطر تو شيطان را طرد کردم اما تو او را دوست خود گرفتی و به اطاعت او در آمدی!